:: با کلیک بر روی پرداخت آنلاین، به صفحه پرداخت هدایت خواهید شد و بعد از پرداخت از طریق کارت های اعتباری بانکی ، لینک دانلود فعال شده و می توانید فایل مورد نظر خود را دانلود کنید.
  • پروژه بررسي رابطه بين سن و تحول قضاوت اخلاقي دانشجويان

    دسته :

    پروژه

    فرمت/ورد تعداد صفحات104
    قیمت : 7500 تومان

::
توضیحات بیشتر در مورد پروژه بررسي رابطه بين سن و تحول قضاوت اخلاقي دانشجويان :

 پروژه بررسي رابطه بين سن و تحول قضاوت اخلاقي دانشجويان

hpicturer-ashx

فهرست

,فصل اول : مقدمه

,:جايگاه اخلاق در جهان معاصر

,رشد ملاك‌هاي اخلاقي:

,بيان موضوع:

,هدف پژوهش:

,ضرورت و اهميت پژوهش:

,تاريخچه مختصر در جهان و ايران

,مفهوم اخلاق با چه مفاهيم ديگري در ارتباط است؟

 

,فصل دوم : پيشينه پژوهش

,ماهيت اخلاق :

,مفهوم رشد اخلاقي در نوجواني و جواني

,زمينه‌هاي اجتماعي و فرهنگي رشد

,تعريف واژه‌ها:

,نكاتي دربارة چگونگي تحول اخلاقي

,ديدگاههاي روان شناختي دربارة اخلاق:

,ديدگاه بد سرشت بودن ذاتي انسان:

,رشد اخلاق در كودك:

,روش آموزش اخلاق:

,تعريف اخلاق:

,شاخص اخلاق:

,رشد اخلاق:

,رشد شناختي:

,شناخت :

,تحول شناختي از ديدگاه پياژه:

,رشد اخلاقي از ديدگاه پياژه

,مرحله تابعيت

,مرحله استقلال اخلاقي

,رشد اخلاقي از ديدگاه كهلبرگ

,الف- سطح اخلاق قبل قراردادي

,ب- سطح اخلاق قراردادي

,ج- سطح اخلاق فرا قراردادي

,محدوده سني در رشد قضاوت اخلاقي

,مفاهيم مهم در نظريه كهلبرگ

,مقايسه نظام‌هاي اخلاقي پياژه و كهلبرگ

,تعريف اخلاق:

,شاخص اخلاق:

,رشد اخلاق:

,روش تحقيق در اخلاق:

,آموزش اخلاق:

,پيشينة مطالعاتي در جهان و ايران

 

,فصل سوم : روش شناسي

,موضوع پژوهش:

,سؤال‌هاي پژوهش:

,فرضيه‌هاي پژوهش:

,تعريف عملياتي متغيرهاي پژوهش:

,روش پژوهش:

,نوع پژوهش:

,ابزار پژوهش

,شيوه نمره گذاري

,سطح اخلاق قبل قراردادي

,سطح قراردادي

,سطح فرا قراردادي

,جمعيت پژوهش

,نمونة پژوهش:

,روش انتخاب آزمودني:

,تجزيه و تحليل آماري:

,تجزيه و تحليل كيفي:

,روش‌هاي جديد در سنجش قضاوتهاي اخلاقي

 

,فصل چهارم : تجزيه و تحليل نتايج

,توصيف اطلاعات:

,جدول ۱-۴- توزيع فراواني مراحل تحول قضاوت اخلاقي در گروههاي سني مختلف

,جدول ۲-۴- فراواني، درصد فراواني، فراواني تراكمي و درصد فراواني تراكمي مراحل

,جدول ۳-۴- واريانس نمرات چهار گروه

,جدول ۴-۴- نتايج تحليل واريانس ميانگين چهار گروه

,جدول ۵-۴- نتيجه t استودنت ميانگين گروههاي ۱ و ۲

,جدول ۶-۴- نتيجه t استودنت ميانگين گروههاي ۱ و ۳

,جدول ۷-۴- نتيجه t استودنت ميانگين گروههاي ۱ و ۴

,جدول ۸-۴- نتيجه t استودنت ميانگين گروههاي ۲ و ۳

,جدول ۹-۴- نتيجه t استودنت ميانگين گروههاي ۲ و ۴

,جدول ۱۰-۴- نتيجه t استودنت ميانگين گروههاي ۳ و ۴

 

,فصل پنجم : تبيين فرضيه

,تجزيه و تحليل نتايج پژوهش

,محدوديت‌ها:

,پيشنهادها:

,فهرست منابع

مقدمه:

در عصری زندگی می‌کنیم که تنظیم روابط اجتماعی بر اساس اصول اخلاقی اهمیتی فوق‌العاده پیدا کرده است. زندگی، آسایش و حرمت شخصی هر یک از ما، بیش از پیش، در گرو آن قرار دارد که اصول اخلاقی تا چه حد به طور عمومی مورد رعایت قرار می‌گیرند. در بسیاری از عرصه‌های نوین کار و زندگی اگر انسان‌ها نخواهند به احکام اخلاقی وفادار بمانند هیچ نیرویی برای بازداری آنها از تجاوز به حقوق یکدیگر وجود ندارد. همبستگی جماعتی و قومی و قوام زندگی اجتماعی نیز ضعیف‌تر از آن است که افراد را به یکدیگر مرتبط سازد و انسان‌ها بیش از پیش به صورت افراد مجزا، مستقل و بی اعتنا نسبت به یکدیگر درآمده‌اند.

دولتهای ملی، به دنبال جهانی شدن اقتصاد و عروج نهادهای سیاسی بین المللی، قدرت و اعتبار خود را تا حد زیادی از دست داده اند؛ بحرانهای اقتصادی و سیاسی و انقراض باورهای سخت گیرانه سنتی تضعیف دستگاههای امنیتی را به همراه آورده است؛ و نهادهای گوناگون جامعه، محکوم به انشقاق و از هم پاشیدگی، توان نظارت بر اعمال اعضای خود را از دست داده‌اند. در نتیجه، حوزه‌هایی از زندگی اجتماعی که بر آنها هرج و مرج و اغتشاش حاکم است به طور مداوم در حال تکثیر و گسترش هستند. در این شرایط تنها اخلاق است که به علت موقعیت استعلایی خود می‌تواند، انسان‌ها را به جدی گرفتن مسئولیت خود در قبال یکدیگر فرا خواند.

اما امروزه آموزه‌های اخلاقی نیز در وضعیتی بحرانی قرار دارند. بنیادها، مراجع و تکیه گاههای سنتی احکام اخلاقی، تا حد معینی مشروعیت خود را از دست داده‌اند و هیچ گونه الگوی رفتاری معینی – حداقل برای نسل جوان – وجود ندارد.

هنجارهای اجتماعی، باورهای مذهبی و آموزشهای فلسفی، سه بنیاد اصلی ترویج آموزه‌های اخلاقی، هر یک به نوعی، دیگر از اعتبار و نفوذ دیرینه خود برخوردار نیستند.

هنجارهای اجتماعی، از یک سو، حالتی آن چنان مجرد و عام پیدا کرده‌اند که هیچ تکلیف مشخصی را برای کسی تعیین نمی‌کنند و از سوی دیگر، دلیل انشقاق جامعه و تضعیف نهادهای اجتماعی اقتدار و نفوذ خود را بر اذهان مردم از دست داده‌اند. در سطح کلی زندگی اجتماعی، مشروعیت هنجارهای اجتماعی چندان ضربه نخورده است، اما این هنجارها آن قدر از اقتدار برخوردار نیستند که فرد را از تک‌روی و بی‌توجهی به منافع جمع باز دارند.

به علاوه فرد نیز دیگر از آن توان، شهامت و امکانات برخوردار نیست که بتواند به صورت خودانگیخته و خودجوش از سر اقتدار و بزرگواری، اخلاقی عمل کند.

قدرت عظیم نهادهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و حاکمیت شرایط بغرنج و پیچیده جهانی بر فراز و نشیب زندگی اجتماعی انسان‌ها را به موجوداتی خرد و حقیر تبدیل نموده است. فرد در چنبرة زنجیر منطق سرمایه، عقلانیت نظم اداری و پیامدهای تصمیم‌های خیل کنشگران قدرتمند گرفتار آمده است. در چنین شرایطی انسان دیگر سرنوشت را به مبارزه نمی‌طلبد، خود را وارد ماجراهای پیچیده برای تغییر شرایط کلی جهان نمی‌سازد و نگران از عواقب اعمال خود، خویش را چندان درگیر مشکلات دیگران نمی‌کند. او بیشتر سعی می‌کند تا از فرصتهای ممکن بهره جسته و امکانات لازم برای بهره مندی از یک زندگی بی دردسر را برای خود فراهم آورد. فداکاری و احساس مسئولیت نسبت به وجود و موقعیت دیگران برای او اهمیت چندانی ندارد. بیهوده نیست که ما امروزه با خیل افرادی روبرو هستیم که درصدد بازگردانیدن مشروعیت و اقتدار سابق به بنیادها و مراجع احکام اخلاقی هستند. در زمینة درک مذهبی، اجتماعی و فلسفی از امور رد پای این تلاش را می‌توان مشاهده کرد. این گونه تلاشها در برخی از مناطق جهان و حوزه‌های زندگی اجتماعی با موفقیت روبرو شده‌اند. اینجا و آنجا، مذهب، نهادهای سنتی جامعه و تعقل و استدلال وجهه‌ای نو پیدا کرده‌اند و افراد و گروههای بسیاری راغب شده‌اند که ادعای از نو طرح شدة این نهادها و مراجع را مورد ملاحظة جدی قرار دهند.

معهذا فریب ظاهر قضیه را نباید خورد. بنیادها و مراجع سنتی هر قدر که نوسازی شده باشند باز توان ارایة چنان احکام جهان‌شمولی را ندارند که انسان، جدا از موقعیت اجتماعی و اندیشه و طرز نگرشش به جهان، آنها را معتبر بشمارد. موقعیت قدرتمند این بنیادها و مراجع بیشتر اوقات محدود به یک زمان معین و وضعیت خاص است. مذهب به طور عمده مؤمنین، هنجارهای اجتماعی افراد میان‌سال و کمابیش موفق و استدلال و تعقل روشنفکران را مخاطب قرار می‌دهد.

به علاوه، آنها نمی‌توانند همان گروه مخاطب خود را به صورت جمع و کلیتی واحد تثبیت نمایند. مذهب خود متشکل از مذاهب مختلف است و هر مذهب احکام اخلاقی خاص خود را دارد. اعتقاد و ایمان به یک مذهب به طور معمول انسان را از مؤمنین به مذاهب دیگر دور و حتی گاه منزجر می‌سازد. از این لحاظ، حس عطوفت و اخوت نشأت گرفته از درک مذهب به طور معمول محدود به انسانهای خاص است. هنجارهای اجتماعی نیز به طور مداوم در حال تغییر هستند. هنجارهای حاکم بر نهادهای سنتی اجتماعی نیز هر چند در عرصه‌های خرد زندگی اجتماعی به کار می‌آیند، در عرصه‌های کلان و وسیع زندگی اجتماعی نقشی سرکوبگرایانه پیدا می‌کنند. هر چند صلابت و اقتدار این هنجارها ممکن است زمینة امن کار و کوشش را برای برخی فراهم آورد ولی این امنیت به بهای نقض آزادی عمل برخی دیگر از افراد به دست می‌آید. شکست این پروژه‌ها در عین حال شکست تلاش برای بنیان گذاری و فراافکندن هر نوع مرجع فرا-فردی برای اصول اخلاقی است.

در عصری که انسان تنها و تنها خویشتن را به عنوان جولانگاه اندیشه و تأملات خود در اختیار دارد، در عصری که همبستگی‌های اجتماعی ضعیف و شکننده هستند، در عصری که روابط اجتماعی هر چه بیشتر بر پایة ضابطه‌های حقوقی تعریف می‌شوند و بالاخره در عصری که زندگی به تجریبات شخصی و درد محدود شده است. براستی، چگونه می‌توان برای انسانها مرجعی در ورای فردیت آنها، برای تنظیم روابط اجتماعیشان، فرا افکند. برای چنین انسانی تنها آنچه از درون او می‌جوشد و می‌شکوفد مشروعیت دارد. معیار اصلی تمیز امور برای او ارزشهای فردی و شیوة داوری شخصی خود او هستند، نه احکامی که از پیش بر حق و درست فرض شده‌اند.

در این وضعیت جدید دیگر از خودگذشتگی، توجه به منافع و حقوق دیگری و کنش اخلاقی اموری نیستند که به خودی خود به ذهن فرد خطور کنند و یا اگر خطور کنند در اعمال و رفتار او انعکاس یابند. گرفتار در وجود شخصی خویش، او انگیزه و شور دست زدن به کنشی را ندارد که هدف آن تضمین منافع دیگری باشد.

در این میان، یک عامل و تنها یک عامل می‌تواند موقعیت فرد را تا حدی ثبات بخشد و او را به سمت اتخاذ موضعی اخلاقی نسبت به امور سوق دهد. این عامل همانا وجود دیگری به صورت یک شخص معین با احساسات و تمایلات مختص به خود است. وجود دیگری همیشه به صورت حضور زنده و فعال دیگری در عرصه‌های مختلف زندگی برای فرد مطرح است. او مجبور است در مقابل برخوردهای دم به دم متفاوت دیگران عکس العمل نشان دهد. اگر به برخورد‌های مستقل و پویا با حس مسئولیت فردی نسبت به استقلال دیگری ، ترکیب شود، فرد از حد معینی از استقلال و اقتدار برخوردار خواهد شد. در متن احساس مسئولیت نسبت به وجود و تضمین استقلال و پویایی دیگری، در متن معمولی نسبت به استقلال او، فرد می‌تواند احساس کند که هستی و حضور خاصی در جهان دارد. بدین شکل دیگری میدانی می‌شود که فرد در آن وسعت حضور و اقتدار خود را باز می‌یابد. در این روند او بر ضعفها و سرگشتگیهای خویش فایق می‌شود. از این رو می‌توان گفت نه خودمحوری و احساس توانمندی بلکه ضعف و فقر وجودی، فرد را بر می‌انگیزد تا با رویکردی اخلاقی تأمین آزادی و بهروزی دیگری را غایت اعمال خود گرداند

پروژه بررسي رابطه بين سن و تحول قضاوت اخلاقي دانشجويان

قیمت : 7500 تومان

[ بلافاصله بعد از پرداخت لینک دانلود فعال می شود ]
  • Facebook |
  • Twitter |
  • Delicious |
  • Email
  • :این مطلب را به اشتراک بگذارید یا به دوستان تان پیشنهاد دهید
بروز رسانی : پنج شنبه, ۲۶ فروردین ۱۴۰۰
راهنمایی خرید

آمارگیر وبلاگ

© Copyright filintel.ir 2009-2022